اینقدر به ایران و ایرانی تسلیت گفتیم و گفتن که دیگه تسلیت گفتنم نمیاد
به قول بنده خدایی :
د آخه لامصبا نمایشی هم که شده یکیتون استعفا بده و بره یواشکی یه جای دیگه رئیس و مدیر بشه ولی حداقل مرهمی باشه روی زخمی که تا ابد جاش میمونه
خدایا بس نیست؟؟؟؟
برچسب:
نویسنده: پندار پارسامنش
برچسب:
نویسنده: پندار پارسامنش
بعضی وقتا
بعضی جاها
از یه آدمایی ناراحت میشی که نه میتونی بهشون بگی و نه حتی میتونی ازشون به دل بگیری بس که خوبن
ولی امان از اینکه حتی آدمای خوب هم گاهی میتونن اطرافیانشون رو برنجونن...
به نظر من این
برچسب:
نویسنده: پندار پارسامنش
بازی دیشب تیم ملی در برابر پرتغال و بازی هفته گذشته در برابر اسپانیا خیلیها رو خوشحال کرد... خیلیها راضی بودن...
یه جورایی تو این وضعیت یه شادی مضاعفی برای ملت به همراه داشت...
دیشب که داشتم بازی رو ن
برچسب:
نویسنده: پندار پارسامنش
بعضی وقتا به یه جایی میرسی که دیگه نمیکشی...
به هر طرفی برمیگردی چیزی جز پوچی نمیبینی...
بعضی وقتا حسرت زمان از دست رفته رو میخوری ... که چرا اینقدر زود دیر شد...
یه نگاهی به عقب میندازی و میبینی که ت
برچسب:
نویسنده: پندار پارسامنش
بعضی وقتا یه جورایی به یه جایی میرسم که ذکر قوی باش قوی باش میشه ورد زبونم...
قوی باش کارا درست میشه
قوی باش آدما درست میشن
قوی باش روزگار میگذره
قوی باش روزای خوش در پیشه
قوی باش بالاخره آدما میفهن ک
برچسب:
نویسنده: پندار پارسامنش
آخرین مطلبم شهریور ماه آپ شده و الان آذرماهه
منی که هر ماه سعی میکردم یه مطلب روی وبم قرار بدم... واسه دل خودم... چقدر راحت زمان از دستم در رفت
اینجا رو خیلی دوست دارم
بیشتر از هر صفحه مجازی دیگه ای
اینجا برام مثل یه رفیق قدیمی میمونه... از همون رفیقایی که وقتی کنارشون هستی چاییت سرد میشه و دلت گرم...
اینجا چه حال و هواهایی که از من به خودش ندیده...
قدر لحظه هامونو بیشتر بدونیم...
برچسب:
نویسنده: پندار پارسامنش
از بلاک دراوردن همان و روز بعد مجددا شروع پیغام دادنها همان...
پیاما رو باز نمیکردم که مبادا همه چی دوباره شروع بشه، اون اعصاب خوردی ها ... روزای بد...
زنگ زد...
خشکم زد
یخ زدم
جواب ندادم و الکی پیغام
برچسب:
نویسنده: پندار پارسامنش